✧౿𝘈𝘮𝘢𝘳𝘪𝘴

𝘭𝘦𝘵'𝘴 𝘨𝘭𝘰𝘸 𝘮𝘢𝘨𝘪𝘤

گردشی کوچک و شیرین

Saturday, 12 Bahman 1404، 11:16 AM

 

1404/11/10 بهمن 

✧ بازار پروانه

انواع سبک های هنری ، تاریخی ، فرهنگی ، هنر های دستی و ... روأیت میشد .

به عنوان اولین تجربه ؛ با ورود به این فضا غرق در انواع احساساتی جدید و ناآشنا و همچنین قدیمی ای شده بودم که قادر به بیانشون با کلمات نیستم .

با اینکه با افرادی که رفته بودم زیاد دلچسب نبود اما به عنوان کشف و دیدن محیط جدید بسیار خوشایند و مطلوب بود برای خودم ( جوری که دوست داشتم تک تک شون رو با تومآنینه نگاه کنم و با چشم های شکاریم مثل دوربین های پولاروید ثبت کنم تمام اون لحظات رو کسی فکر نکنم درک کنه ، چون به شخصه باور دارم تموم اون لحظات می تونن یادگاری ای باشن که در زندگیم تو این دنیا باید ثبت بشن و هر لحظه و هر ثانیه برام مهم هستن به خصوص تعامل و روابط مردم رو وقتی از دور شاهدش هستم جالب به نظر میاد برام ) شاید دیگه همچین فرصتی پیش نیاد، پس خوشحالم همچین فرصتی در اختیارم قرار گرفته تا به اونجا برم ، هر چند دوست دارم با کسی دنیا رو کاوش کنم که اونم همچین عقیده ای داشته باشه و باهاش اوقات خوبی رو سپری کنم 𓂃𓈒

+ بعد از گشت و گذار در اون محیط (  به همراه خاله بزرگه - پدر بزرگ ) 

بازار بزرگ

خوردن پیراشکی های گرم با شکلات داغ بهترین خوردنی بود که نمیشد نگفت ! ( به دلیل ِاُفت ِقند فسیل های مغزیم ، یادم رفت از اون عشق های زیبا عکس بگیرم xD فقط مطمئنم فارغ از اینکه کسی منو ببینه دولوپی 2 تا و نصفی رو دادم بالا :| با لب و لوچه شکلاتی ... بله اصلا هم خجالت نکشیدم .-. مدیونید فکر کنید به این چیزا اهمیت دادم )

(بماند برای یادگاری)

  • 𝑹𝒆𝒄𝒉𝒆𝒍 𝒑𝒆𝒏ᨳ
✧౿𝘈𝘮𝘢𝘳𝘪𝘴

こんにちは、ようこそ

خسته تر از صدای من ، گریه ی بی صدای توست
حیفِ که مانده پیشِ من ، خاطره ای به جای تو