دومینوی پلکانی
تقریبا اَواسط بهمن ۱۴۰۴ بود
زمانش رسیده بود برای تغییر فصل دیگرای از زندگیم و شروع دوباره ![]()
همه اینها با ورود شوک و حمله ای شروع شد ...
بعد از اون خیلی چیزا بی ارزش و بی اهمیت شد
پرده ی صورتیِ نازک از روی چشم هام کنار رفته بود و من دنیا رو یه شکل دیگه دیدم و حس کردم با تموم پیچیدگی هاش بازم می خواستم ادامه بدم ، قوی تر ؛ به طوری که خودم بشم " فن شیائو ای که کل شب تو بارون بیدار مونده تا مسیر آب گرفته ی جلوی پای شولانگ رو با دونه دونه ی آجر درست کنه تا خیس نشه تو راه برگشت" ( دو شخصیت روح های جدایی هستن که از یک نفر منشأ گرفته و میشه خودش )
ساختنِ دونه دونه ی دومینوی زندگی سخته و گاهی وسط های ساختنش با یه لرزش تمام زحمات ساخت قبلش در عرضِ کمتر از ۱ ثانیه به باد فنا داده میشه اما اگه بار ها بریزه و خسته بشی ، بازم باید برگردی و بسازی تا شکل بگیری . گاهی افرادی پیدا میشن تو مسیر کمکت می کنن ، یا از قصد میان اذیتت کنن و تو رو درگیر کنن و آخرش با یه انگشت دومینو رو هل بدن تا تمامی راه های پشت سرت نابود بشه و ازش لذت ببرن ، یا انقدر مشغول و گرم صحبتت می کنن که متوقف میشی و از پشت اون فردی که باهات صحبت می کنه دومینو های تو رو میدوزده یا برای خودش رو جلو می بره و باعث میشه بعدا با فکر کردن بهش بخوای بهش بگی( ای کوتاه زاده ی ماهیت نامشخص) بالاخره زمین گرده و همه با رو به رو شدن با آدم هایی مثل تو تصمیم میمیگیرن عوض بشن ؛ یا با آدم هایی رو به رو میشی که فکرش رو نمی کردی ، از دلِ تاریکی های غم و غصه هات روشنایی ای بهت میدن که هر چقدر سخت و کِرِخت ، اون مسیرِ جدید رو بهت نشون میدن ، برای بُردنت به سمت دنیا ای به دور از دلقک نما ها ؛ و اونجاست که خودت خنده ات میگیره و می مونی از بازی ای که روزگار بهت یاد نشون میده چطوری باخت ندی
As long as i am alive i can start over again and again and again.
" زمانی که نیتت پاک باشد ، خدا بی سر و صدا چهره اصلی مردم را برایت نشان میدهد "
- 04/11/29
ای جان فحش جدید... کوتاه زاده ی ماهیت نامشخص😂😂😂
اخرین خط هم واقعا درسته... چهره ی اصلی مردم هم در بیشتر اوقات خلاف تصورات ما هست، آدم سوپرایز میشه اصلا:)))))))
+ لازمه بگم اهنگات بی نظیره؟ :"))